









باز امشب خواستم از تو یادی نکنم نشد، دوباره خاطرات
دو تا کفش کهنش رو تمیز کرد راهی کوچه های دلت شد
باز دوباره مداد رنگیهام رو برداشتم تا روی دفتر پاک دلت یه
قلب قشنگ بکشم ایندفعه بهت قول میدم خیلی قشنگتر
بکشم حد اقل جوری بکشم که به همین راحتی ها نتونه
منو فراموش کنه بازم دلم گرفته دو باره قرار بارون بیاد
ولی خودمونیم ها جات خالی بود زیر سایه های این درختا ،
راستی هرچی دستم رو دراز کردم به دستت نرسید کجا بودی
اصلا به فکر منه در به در هستی بازم دوباره دارم کم میارم
بازم هوای نبودنت منو دیونه میکنه اصلا مداد رنگی نمی برم
این دفعه روی دیوار دلت کنده کاریش میکنم تا دیگه یادت نره
چقدر دوستت دارم . ولی حیف دیگه جایی واسه من نیست
باید برم حالا که دارم میرم بگو پاییز کدوم طرف میشه میخام
برم ولی دلم نمیاد پس این همینجا بمونه فقط مواظبش باش
طفره فقط هواشو داشته باش حرفاشو نشنیده بگیر عادت
کرده هی بهت بگه دوستت دارم البته بهش گفتما این
حرفا رو هر جا نزن ولی خوب گوش نمیکنه
دوباره باز دارم میرم چشات رو ازم بر ندار میخام تو چشات نگاه
کنم ببینم چرا فراموشم کردی چرا رفتی چرا ؟؟
ایندفعه کفشامو قایم میکنم دیگه حوالی دلت نمیام دیگه بارون
رو نمیخام دیگه گلدون نمیخرم

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1